نويسندهاي به نام «لطفي عبد اللطيف»، ـ در روزنامه «المدينة» مقالهاي را به جناب آقاي يوسف قرضاوي، از علماي اهل سنت مصر و رئيس مؤسسه اتحاديه جهاني علماي مسلمان و از اصليترين نظريه پردازان جريان موسوم به «الوسيطة» منتسب کرده است. شبهات مهمي در اين مقاله مطرح شده، که آنها را به طور اجمالي نقد ميکنيم.
شبهه اوّل
شبهه اوّلي که در کلمات آقاي قرضاوي آمده، اين است: «بحث مهدي منتظَر، هيچ اصلي در قرآن ندارد؛ قرآن، نه به عبارت و نه به اشاره به اين مسأله نپرداخته است.»
جواب شبهه اوّل
به قطع ميدانم که آقاي قرضاوي، خودشان تحقيق نکردهاند و به تفاسير معتبر در نزد اهلسنّت مراجعه نداشتهاند و گرنه هيچ وقت اين حرف را نميزدند؛ زيرا نمونههاي زيادي در آيات قرآني موجود است که در کتب اهل سنت به امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تفسير شدهاند. من به سه نمونه اشاره ميکنم. خودتان ميتوانيد، بيشتر مطالعه کنيد:
1. سوره بقره آيه 114: Nلَهُم فِي الدُّنيَا خِزيٌ وَ لَهُم فِي الأَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌM بهره آنها در دنيا (فقط)رسوايى است و در سراى ديگر، عذاب عظيم (الهى)
در تفسير طبري، ذيل همين آيه آمده است: «خزيُهُم في الدنيا إذا قام المهدي؛ خواري و سرافکندگي آنها در دنيا، زماني است که مهدي قيام کند.»[1] البته بايد ديد تفسير طبري در نزد آقاي قرضاوي چه جايگاهي دارد؟ در نزد ديگر آقايان اهلسنت که تفسير طبري مثل تاريخش، کمال اعتبار را دارد.
2. سوره نساء آيه 69 : Nوَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًاM و کسى که خدا و پيامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخيز،) همنشين کسانى خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيقهاى خوبى هستند!»
در «شواهدُ التنزيل»، تأليف حافظ حاکم حسکاني ـ که بايد در جاي خودش، کلمات بزرگان اهلسنّت را نسبت به ايشان آورد ـ آمده است: پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم درباره اين آيه فرمودند: «انا مِن النبيين الذين انعم الله عليهم... حَسُنَ أولئک رفيقا المهديُّ في زماننا؛ من از جمله پيامبراني هستم که خداوند به ايشان نعم داده... و مراد از Nحسن اولئک رفيقاًM، در زمان ما، مهدي است.»[2]
3. سوره زخرف، آيه 61 : Nوَ إِنَّهُ لَعِلمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمتَرُنَّ بِهَا وَ اتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُستَقِيمM و او [= مسيح] سبب آگاهى بر روز قيامت است. (زيرا نزول عيسى گواه نزديکى رستاخيز است)؛ هرگز در آن ترديد نکنيد؛ و از من پيروى کنيد که اين راه مستقيم است.»
بزرگان مفسّرين اهلسنّت، از مُقاتِل بن سليمان و جمعي از مفسّرين نقل کردهاند: «هو المهدي يکونُ في آخِرِ الزمان.»
مفسّرين بزرگ اهلسنّت در ذيل آيات مختلف، با صراحت، صحبت از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف کردهاند که ميتوانيد خودتان به تفاسير آنها مراجعه کنيد. پس مفسّرين بزرگ اهلسنّت، ناقض کلام آقاي قرضاوي هستند که گفته است: «هيچ آيهاي از آيات قرآن مربوط به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيست.»
شبهه دوّم
شبهه دوّمي که آقاي قرضاوي در اينجا مطرح کرده، آن است که کتاب «صحيح مسلم» و «صحيح بخاري» از احاديث مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف خالي است و در صحيحين نه تصريحاً و نه تلويحاً صحبتي از احاديث مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، به ميان نيامده است؛ لذا وقتي در صحيحين ـ که نزد اهل سنت، که اصحّ کتب، بعد از قرآن است، ـ از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف حديثي نيامده، انسان نميتواند به عنوان يک عقيده به اين مطلب معتقد بشود.
جواب شبهه دوّم
در اينجا بايد به دو نکته اشاره کرد:
نکته اوّل: با تحقيقي که توسط انديشمندان شيعه به دست آمده، معلوم شده است که تحريف و دست بردن در کتابهاي اهلسنّت، بيداد ميکند. ميخواهم ادّعاي بزرگي بکنم و آن اينکه ما قرائني داريم مبني بر اين که حتّي دو کتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم نيز، تحريف شده است که همينجا، من يک نمونه را عرض ميکنم:
بيش از 50 منبع از منابع اهلسنّت، اين روايت را از پيغمبرa نقل کردهاند که حضرت فرموده است: «المهديُّ حقٌّ و هو من ولد فاطمة.» دقّت کنيد. چهار نفر از بزرگان اهلسنّت که نسبت خطا به ايشان ممکن نيست، اين حديث را ميآورند و ادّعا ميکنند که اين حديث، در کتاب صحيح مسلم وجود دارد. محال عادي است که اين چهار نفر اشتباه کرده و حديث را در صحيح مسلم نديده باشند، اما چنين ادعايي بکنند. اين چهار نفر عبارتند از:
1. ابن حجر هيتمي[3]
2. متّقي هندي[4]
3. شيخ محمّد بن علي الصَبّان[5]
4. شيخ حسن عدوي حمزاوي مالکي[6]
اما جالب اينجاست که در چاپهاي کنوني صحيح مسلم، هر چه نگاه ميکنيم، اين حديث، موجود نيست. به راستي چرا به احدي اجازه نميدهند از بعضي از چاپهاي قديمي صحيح مسلم ـ که در کتابخانه مدينه است ـ ميکرو فيلم تهيه کنند؟ آقاي قرضاوي ميفرمايد که حديثي در بارة حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در صحيحين نيامده، در حالي که اين چهار عالم بزرگ اهلسنّت، اين حديث را از صحيح مسلم نقل ميکنند. حال سؤال ما از ايشان اين است که آيا ميشود اين چهار نفر را تکذيب کرد؟ آيا احتمال قوي نميدهيد که در نسخهاي از صحيح مسلم، اين حديث بوده است و آقايان ديدهاند؟
نکته دوّم:
اينسخن آقاي قرضاوي که ميگويد: «در احاديث صحيحين حتي به صورت اشاره هم بحث از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيامده،» در کمال بيانصافي است! ما روايات مهمّي در صحيحين داريم که به اتّفاق همه شارحان دو کتاب بخاري و مسلم، اين روايات اشاره به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف دارند؛ از جمله حديث ابوهريره در صحيح بخاري است که از پيامبر گرامي اسلامa نقل ميکند: «کيف انتم اذا نُزل بن مريم فيکم و امامکم منکم؛ چگونه است حال شما زماني که [عيسي عليه السلام] پسر مريمسلام الله عليها ميان شما نزول کند، در حاليکه امام شما از خود شما ميباشد.»[7]
شرحهاي کتاب «بخاري» را ببينيد؛ کتاب «فتحُ الباري» و «فيضُ الباري» را ببينيد؛ «ارشادُ الساري» و کتب ديگر شرح صحيح بخاري را ملاحظه کنيد. شارحان بزرگ بخاري تصريح ميکنند که مراد از: «و امامکم منکم»، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است و بعد توضيح ميدهند که چرا عيسي، مأموم و حضرت حجّت، امام است. آنها اوّلاً آن را فضيلت بزرگي براي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميشمارند و بعد ميگويند اگر عيسي عليه السلام امام باشد، اين توهّم براي مسيحيها پيش ميآيد که عيسي آمده تا ناسخ دين پيغمبر خاتم بشود. لذا او مأموم حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار ميگيرد. ايشان که مدعي است، اصلاً در صحيحين هيچ اشارهاي به روايات حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نشده جز يک روايت، بهتر است احاديث خروج دجّال، احاديث نزول عيسي و خسفُ البَيداء را در صحيحين، ببيند. محقّقين درجه يک علماي اهل سنّت تصريح ميکنند که اين روايات اشاره به مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است.
تأثير پذيري از يک رفيق قديمي
بايد با اطمينان گفت که آقاي قرضاوي، خودش در اين زمينه مطالعه نکرده است و تحت تأثير شخص ديگري به نام «شيخ عبدالله بن زيد آل محمود» (رئيس محاکم شرعيّه قطر) قرار گرفته است. قرضاوي در کتاب «في وداع الاعلام» پس از فوت اين عالم، از او تعريف و تمجيد کرده و گفته است: «من بيش از 36 سال با اين علّامه قطر، آشنا و رفيق بودم.» بعد خصايص او را ميشمارد و يکي از آن خصايص، روشنفکري است و از جمله علامات روشنفکري اين شيخ را اين ميداند که وي در کتاب «لامهدي يُنتظَر بعد رسول الله خير البشر»، منکر حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف شده و احاديث مهدوي را ضعيف دانسته است. آنگاه آقاي قرضاوي اختلاف خود با شيخ عبدالله بن زيد را فقط در يکي دو مسئله فقهي ذکر ميکند و نفياً و اثباتاً راجع به انکار مهدي منتَظَر توسط او، هيچ نمينويسد.[8]
معلوم ميشود که آقاي قرضاوي با اين آقا در بحث حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف اختلافي نداشته است و گرنه جايش بود که بگويد: من با ايشان در اين مسأله اختلاف دارم. لذا پيداست وي، تحت تأثير ايشان و رفاقت 36 ساله با او قرار گرفته و اين کتاب را خوانده است.
در اينجا ميخواهم به آقاي قرضاوي يک نکته عرض کنم و آن اينکه آقاي شيخ عبدالله بن زيد آل محمود، از کتاب «الکواکب الدّريّة» که نوشتة يک نويسنده وهابي و اهل عربستان سعودي به نام «شيخ مانع القصيمي» است، استفاده کرده که در آن کتاب گفته شده است: «در قرآن هيچ نامي از مهدي، نه به تلويح، نه به اشاره نيامده، صحيحين خالي از احاديث مهدي است، ابنخلدون هم احاديث مهدي را تضعيف کرده است؛ بنابراين مهدي منتَظَري وجود ندارد.» تمام اين حرفها را شيخ قطري از شيخ مانع القصيمي، کپي برداري کرده و جالبتر اين که بعداً شيخ مانع القصيمي از نظريّهاش برگشته و کتاب جديدتري با عنوان «تحديقُ النظر باخبار الامام المنتظر» نوشته است. وي در کتاب جديدش مينويسد: «من اشتباه کرده و تحت تأثير ابنخلدون قرار گرفته بودم، بعد از تحقيقات فراوان فهميدم نظرم اشتباه بوده و نه تنها اخبار حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف متواتر بوده، بلکه در آيات قرآن نيز اشاره به مهدي منتَظَر شده است، اي کاش آقاي قرضاوي فرصت کنند اين کتاب جديد شيخ مانع القصيمي را بخوانند!
حرف آخر
دوست داشتيم امروز که هجمههاي فراواني از سوي بعضي از مستشرقين، بر ضد رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم، اسلام و قرآن کريم وارد ميشود، آقاي قرضاوي، وارد آن مطالب ميشدند و همه با اتحاد و همدلي، تلاش مان را صرف دفاع از نبيّ مکرّم اسلام و قرآن کريم ميکرديم.
سو تيتر
* شبهه اوّلي که در کلمات آقاي قرضاوي آمده، اين است: «بحث مهدي منتظَر، هيچ اصلي در قرآن ندارد؛ قرآن، نه به عبارت و نه به اشاره به اين مسأله نپرداخته است.»
* در چاپهاي کنوني صحيح مسلم، هر چه نگاه ميکنيم، اين حديث، موجود نيست. به راستي چرا به احدي اجازه نميدهند از بعضي از چاپهاي قديمي صحيح مسلم ـ که در کتابخانه مدينه است ـ ميکرو فيلم تهيه کنند؟
* شارحان بزرگ بخاري تصريح ميکنند که مراد از: «و امامکم منکم»، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است و بعد توضيح ميدهند که چرا عيسي، مأموم و حضرت حجّت، امام است. آنها اوّلاً آن را فضيلت بزرگي براي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميشمارند و بعد ميگويند اگر عيسي عليه السلام امام باشد، اين توهّم براي مسيحيها پيش ميآيد که عيسي آمده تا ناسخ دين پيغمبر خاتم بشود. لذا او مأموم حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار ميگيرد
[1] . تفسير طبري، ج 1، ص 399.
[3] . وي در «الصواعق المُحرقة»، باب يازدهم، فصل اوّل، صفحه 163، اين حديث را ميآورد و ميگويد: «حديثِ المهديُّ حقٌّ و هو من ولد فاطمة.» در صحيح مسلم آمده است».
[4] . او در کتاب «کنزُ العمّال»، جزء چهاردهم، صفحه 264، حديث را ميآورد و ميگويد: «اخرجه مسلم؛ مسلم اين حديث را آورده است».
[5] . ايشان در «اِسعافُ الراغبين»، صفحه 145 ميگويد: «در صحيح مسلم است».
[6] . او در «مشارق الانوار»، صفحه 112 گفته: «مسلم اين حديث را آورده است».
نوشته شده توسط مسعود دریس در جمعه یازدهم فروردین 1391 ساعت 22:15 موضوع | لینک ثابت
((بنام خدا))
نام:..............
نام خانوادگی:....... مدت امتحان: تمام عمر
مقطع: تمامی انسان ها1- تو انتخاب های زندگیت نظر چه کس برات از همه مهمتره ؟
الف:خودم ب: خانوادم ج:دوستای صمیمیم د:امام زمان(عج)
2- معمولا چه موقع صبرت تموم می شه ؟
الف: وقتی که برای کار های شخصی خودت عصبانی می شی
ب:وقتی که تیم مورد علاقت شکست بخوره
ج:وقتی که یکی رو که خیلی دوستش داری می میره
د:وقتی کسی با انجام گناه فردی واجتماعی دل امام زمان رومی رنجونه
3- چقدر امام زمان(ع) رو دوست داری؟
الف:راستش تا به حالا بهش فکر نکردم
ب:تونمازام براش دعا می کنم تا ظهور کنه
ج:اگه دیدم یه جایی بهش توهین می شه حس غیرتم به جوش می یاد
د:اون قدرزیاد که برای تعجیل در ظهور هر کاری که لازمه حاضرم انجام بدم
4-وظیفت درباره ی امام زمان (عج)چیه ؟
الف:هر روز بعد از نماز ها بهش سلام می دم و دعای فرج می خونم
ب:باید تو عصر غیبت به حرف های علمای ربانی گوش بدم
ج:باید مثل همه امامان که نیاز به یار داشتند برای اقاخودمو اماده کنم د:همه موارد
5-فکر کن الان مشغول انجام گناه هستی وضعت نسبت به امام زمانت چطوره؟
الف:سعی می کنم بهش فکر نکنم و گناه رو انجام بدم
ب:گناه رو انجام می دم بعد میام از اقا معذرت می خوام حتما منو می بخشه
ج:خاکستر می شم توخودم گناه کنم و امام زمان منو ببینه؟ نه نمی شه
د:اصلابه فکر گناه کوچک هم نیستم بابامن بیام با تیر بزنم تو دل امام زمان؟
6-اگه داشتی کاری برای امام زمان(عج)انجام می دادی واون وقت یکی تو رو دید:
الف:خوشحال می شی وقند توی دلت اب می شه ب:بی تفاوت هستی ومحل نمی ذاری
ج:کمی خوشحال می شی ام می گی:هدف اصلی من رضای خدا بوده
د:عصبانی می شی ومی گی خدایا اومدم یه کار رو خالص انجام بدم بازم نشد
7- دوست داری بیشتر چه قیافه وتیپی بزنی؟
الف:تیپ روز(هرچی باشه) ب:تیپ ایرونی ج:تیپی که قشنگ تر باشه د:تیپی که مورد پسند امام زمانه
8-بهت میگن فقط یه ارزو کن تا براورده بشه و تو میگی؟
الف:ازدواج موفقی داشته باشم ب:توی دانشگاه قبول بشم ویه کارخوب گیرم بیاد
ج:یه سفر همه جاهای زیارتی برم د:طوری زندگی کنم وبمیرم که امام زمان (عج)ازمن راضی باشه
9-اگه بگن همین الان می خواهیم شهادت رو نصیبت کنیم چی می گی ؟
الف:خدایا من زندگی دارم به فکر زن و بچه ومادر و...هستم ب:باشه یه وقت دیگه الان سرم شلوغه
ج:من از خدامه ولی خوب کمی حق الناس گردنم هست بهشون برگردونم وحلالیت بطلبم بعدش می ام
د:شهادت ؟وای خدا جون این دیگه چه سوالیه ؟یه عمر دنبال این لحظه بودم بریم که امدم
10-اگه بگن دوست داری مرگت چطوری باشه چی جواب می دی ؟
الف:بازم حرف مرگ رو پیش کشیدی چرا هی دم از ناامیدی می زنی ؟ یه جوری می میرم دیگه
ب:دوست دارم مسلمون از دنیا برم ووقت مرگ شیطون گولم نزنه
ج:دوست دارم شب بخوابم وبدون درد صبح ازدنیا رفته باشم
د:دوست دارم در رکاب امام زمان (عج) شهید بشم قطعه قطعهبشم تازه دردش هم شیرینه
11-اگه اون دنیا تقاضا کنی یه فرصت بهت بدن ودوباره زنده بشی این طرف چی کار می کنی؟
الف:خوب می ام ودوباره زندگی می کنم وارزوی عمر هزار ساله دارم
ب:دیگه بنده صالح خدا می شم از هر جهت
ج:حق مردمرو برمی گر دونم واز کسانی که بهشون ظلم کردم حلالیت می طلبم
د:یه بار؟اگه هزار بارم بگن می تونی برگردی ارزو دارم هزار بار برای امام زمان(عج)شهید بشم
12-سوال اختیاری:اگه بگن اینا شرط های پذیرفتن یاران امام زمانه فکر می کنی قبول می شی؟
الف:نه بابا من اگه این طوری بودم که الان شهید می شدم ب:خوب بعضی ها رو دارم وبعضی هارو نه
ج:بعضی ها خیلی سختن فکر نکنم امام زمان(عج)این قدر سختگیر باشه احتمالا تکوتوکی رو ندارم
د:قبول می شم و نمره کامل .مطمئن مطمئن خودمو برای اینا اماده کردم . پس یه عمر برای چی زندگی کردم
موفق باشید
تذکر:
هرکس بتونه امتیاز لازم رو از این ازمون بگیره باید خودش رو برای یاری و ان شاءالله شهادت در رکاب امامش در
اخر الزمان اماده کنه.هر کس هم نمی تونه یه فکری به حال خودش کنه که جا نمونه جواب رو هم پیش خودتون نگه دارید.
خوش به حال اون هایی که از غربال ازمایش خدا رد می شن وبه سعادت می رسن وبدا به حال اون هایی که باقی می موند و
حسرت می خورن خدایا ما از کدوم دسته ایم ؟ ما را برای امتحانات سختت اماده و موفق گردان
منبع مجله ی امان شماره ی 23
نوشته شده توسط مسعود دریس در جمعه یازدهم فروردین 1391 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت
امام عصر(عج)، الگوي احسان و نيکوکاري
مسعود دريس در گفتگو با مرکز خبر حوزه، با ذکر اين مطلب که احسان و نيکوکاري از جمله اصولي است که در تمام شرايع و اديان الهي، مورد توجه قرار گرفته است، اظهارداشت: يکي از دلايلي که سبب شده احسان و نيکوکاري در طول تاريخ مورد توجه بشريت قرار بگيرد اين است که عمل نيکو، از اضمحلال جوامع جلوگيري مي کند و بستر مناسب را براي حيات جامعه ايجاد مي کند.
وي افزود: نظام مقدس جمهوري اسلامي نيز با هدف نيل به آرمان هاي والاي اسلامي يک هفته را به عنوان احسان و نيکوکاري نام نهاده است؛ يکي از آثار رواني اين هفته در جامعه، يادآوري مجدد اهميت اين فعل مقدس و همچنين دستگيري از فقرا و مستمندان و افراد بي بضاعت است.
معاون طرح و برنامه بنياد فرهنگي مهدي موعود(عج) خاطرنشان کرد: شئون مختلف احسان و نيکوکاري، ابعاد انجام اعمال نيک و دستگيري از مردم، آثار فردي و اجتماعي و همچنين آثار فراگير شدن اين بحث به قدري اهميت دارد که آيات و روايات بسياري در حوزه معارف اسلامي و شيعي در اين خصوص به چشم مي خورد.
وي با اشاره به اين مطلب که امام عصر(عج) تجلي کامل مهر و محبت به تمام موجودات است، اظهارداشت: بدون شک، انسان هايي که خود را زمينه ساز ظهور حضرت مي دانند مي بايست خود را به صفات عالي حضرت و حکومت جهاني ايشان مزين کنند؛ به عبارت ديگر بايد گفت، منتظران ظهور بايد دغدغه احسان و نيکوکاري داشته باشند.
نويسنده و پژوهشگر مهدوي کشور، تصريح کرد: خداوند در آيات فراواني از قرآن به اهميت و آثار احسان و نيکوکاري در حوزه فردي و اجتماعي پرداخته است؛ بدون شک جامعه اي که در آن، مساله احسان و نيکوکاري رواج داشته باشد مي تواند خود را با بايسته هاي زمينه سازي ظهور هماهنگ کند. احسان و انفاق مقدمه فضايلي همچون جهاد و شهادت در راه خداست.
وي گفت: بدون شک امام عصر(عج) برترين اسوه احسان و نيکوکاري در کره خاکي است؛ دولت مهدوي، دولت عدل و قسط است و به همين دليل است که بزرگان دين، به مردم دوران غيبت سفارش کرده اند که با توسعه قسط و عدل و احسان در جامعه، زمينه هاي تشکيل اين جامعه عدل محور را فراهم کنند؛ در آيه 134 سوره آل عمران، خداوند سه ويژگي انفاق در شرايط تنگي رزق، فروبردن غضب و خشم و درگذشتن از مردم را به عنوان صفات محسنين زمينه ساز ذکر کرده است.
دريس گفت: کساني که از اين سه ويژگي قرآني برخوردار هستند را مي توان از جمله زمينه سازان ظهور ذکر کرد زيرا رعايت تقوا و ايمان عملي در گفتار و کردار مي تواند جامعه را به سمت ايجاد يک جامعه ديني منطبق بر آرمان هاي مهدويت سوق دهد؛ منتظران واقعي در جامعه خود به عنوان الگو و برترين افراد جامعه شناخته مي شوند و کردار آنان زمينه عمل ديگران را نيز فراهم مي کند.
وي با بيان اين مطلب که خداوند، پاسخ عمل نيک صالحان را چند برابر براي وي قرار د اده است و بدون شک هيچ احسان و نيکوکاري بالاتر از احسان به حجت خدا نيست؛ نيکي به حجت خدا نيز در واقع عمل به دستورات دين و تمسک به ولايت حقه حضرت است؛ هر چقدر ميزان ارادت ما به حضرت بيشتر باشد، بدون شک نگاه محبت آميز امام نيز به پيروانش بيش تر و بيش تر مي شود.
نوشته شده توسط مسعود دریس در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ساعت 17:39 موضوع | لینک ثابت
من حقّم است هشت گرفتم چرا که من با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی بی تو تمامِ اهل قیامت رفوزه اند *** ثانیه های کـُند توسل می آورند حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی است
یک جمله هم نساخته ام با دوازده
یک ، دو ، سه ، ... ، هفت ، هشت، نَه آقا دوازده
ای نمرۀ قبولی ِ دنیا، دوازده
یا "صاحب الزمان خدا" یا "دوازده"
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده
ساعت به وقت شرعی زهرا (س) دوازده
نوشته شده توسط مسعود دریس در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت
همزمان
با رشد و گسترش اندیشه مهدویت در فضای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این
مسئله مطرح شد که خط سبزی که شیعیان در باورداشت ها و اعتقادات مذهبی خود
دارند، چگونه توانسته است هدایت جریانی را عهده دار شود که به عنوان سمبل
عدالت طلبی و اسلام گرایی در مقابل جهان غرب و مکاتب غربی ایستادگی کند. با
نگاهی به سیر جریان های مختلف علمی، فکری، عقیدتی و دینی در میان قشرهای
مختلف مردم و با محور قرار دادن دیدگاه ها و اندیشه های حضرت امام
خمینی(ره) سعی داریم تا فضای انقلاب اسلامی را از منظر مهدویت بازشناسی
کنیم. در این مسیر آنچه اهمیت پیدا می کند رویکرد ها است که در جریان شناسی
این تحولات سعی داریم با نگاهی راهبردی و با نگرش موعودگرایی مسئله را
تبیین نماییم.
● مبانی نظری:
برای تبیین رویکرد فعال شیعی بویژه با توجه به جایگاه انقلاب اسلامی در
جهان معاصر نیازمند روشی هستیم که به طور جامع بتواند جوابگوی نیازهای ما
در درک و فهم تحولات در حوزه مهدویت باشد. نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز
همواره بیانگر مسیر و هدف نهایی است که بر اساس آن برنامه ریزی ها انجام
می گیرد. در موضوع مهدویت احادیثی که به مقوله ظهور و علائم آن می پردازند
حکم چراغ راه و مقصدی را دارند که پیشاپیش ما را برای برنامه ریزی برای آن
دوران آماده می کنند. نمیتوان انکار کرد که توجه به موضوع مهدویت و توجه
به شخص حضرت صاحب الزمان (عج) در جامعه ما و حتی در سطح جهانی رو به افزایش
است. علل این توجه و اقبال چیست؟ وظیفه ما به عنوان شیعه در همیشه تاریخ
این بوده است که هر دورانی را دوران آخرالزمان بدانیم. "إنهم یرونه بعیداً و
نراه قریباً". (قسمتی از دعای عهد) پس وظیفه مان این است که ظهور را نزدیک
بدانیم و براساس نزدیک بودن ظهور باید وظایف خود را طراحی و به همان سمت
حرکت کنیم.
نشانههای ظهور، به هم پیوسته و بایکدیگر در ارتباطند. پیوستگی به این
معنا که این نشانهها نقاط پراکندهای هستند که همه، حکایت از وقوع اتفاق
بسیار بزرگی در سطح جهانی که آماده ظهور است، میکنند. اسم این اتفاق را
رویکرد تمدنی می گذاریم.
در واقع در پیشبرد ادبیات مربوط به موضوع مهدویت از طریق دو رویکرد مشارکت میکنیم:
الف) رویکرد راهبردی:
اصل اعتقاد این رویکرد، این است که نشانههای ظهور، مبنای استخراج راهبرد هستند و به کمک آنها میتوان به سمت ظهور رفت.
ب) رویکرد تمدنی:
جوهره اصلی این رویکرد این است که اتفاقات آخرالزمان همه به هم متصل هستند،یک معنای تمدنی دارند. (دکترهمایون، ۱۳۸۴، ۱۹)
در واقع کارکردی که می توان برای این نشانه ها و احادیث آخرالزمانی برشمرد
امیدبخش است. یکی از کارکردهای مهم نشانههای ظهور و بوقوع پیوستن آنان
امید بخشی به مردمی است که گاه در گذر زمان آمدن موعود رنگ یک افسانه
برایشان میگیرد. مصداقی کردن پیشگوئیها ونمادهای روایات هرچه بیشتر مفهوم
منجی را در اذهان زنده نگه میدارد.
بطور کلی روایات آخرالزمان را میتوان به سه دسته کلی تقسیم نمود:
۱) روایات مربوط به دوره پیش از ظهور (که در زبان عامه بیشتر از آن تعبیر به دوره آخرالزمان میشود.
۲) روایات مربوط به زمان ظهور و وقایعی که با حضور حضرت برای تشکیل حکومت اتفاق می افتد.
۳) مربوط به ویژگیهای جامعه و حکومت حضرت.
آنچه ما مدنظر داریم تا به عنوان نمونه برای تحلیل خود بهره ببریم دسته دوم
روایات است که بیانگر اوضاع و احوال مردمانی است که به نظر می رسد بیش از
هر عصری در مورد جامعه ما صدق می کند. روایاتی که درباره ایرانیان و
پیرامون آیاتی که تفسیر به ایرانیان شده وارد شده است، تحت این نه عنوان
آمده است:
۱) طرفداران سلمان فارسی.
۲) اهل مشرق زمین
۳) اهل خراسان
۴) یاران درفش های سیاه
۵) فارسیان
۶) سرخ رویان
۷) فرزندان سرخ رویان
۸) اهل قم
۹) اهل طالقان
البته غالبا مراد از این عناوین یکی است، اخبار دیگری نیز وجود دارد که با عبارت دیگری از آنان یاد کرده اند.
در تفسیر قول خدای سبحان : و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم
خدای عزوجل فرمود: «اینک شما کسانی هستید که فرا خوانده می شوید تا در راه
خدا انفاق کنید، برخی از شما در انفاق بخل می ورزد و کسی که بخل کند به
خویش بخل می کند و خداوند بی نیاز است و شما نیازمندید و اگر روگردان شوید
خداوند گروهی را غیر از شما جایگزینتان می نماید و آنان مثل شما
نیستند»(سوره محمد آیه ۳۸)
صاحب کشاف نقل کرده که از پیامبر (ص ) درباره کلمه (قوم ) که در آیه شریفه
آمده است سئوال شد. سلمان فارسی نزدیک پیامبر (ص) نشسته بود آن حضرت با دست
مبارک خود به ران پای سلمان زد و فرمود: «به خدایی که جان من در دست قدرت
اوست ، اگر ایمان به کهکشان ها بستگی داشته باشد مردانی از فارس به آن دست
می یابند» (کشاف ج ۴ ص ۳۳۱)
به نقل صاحب مجمع البیان از امام باقر (ع ) روایت شده که فرمود: «ای اعراب ،
اگر روی برگردانید، خداوند گروه دیگری را جایگزین شما می گرداند، یعنی
ایرانیان »
در این روایت دو معنا که همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد که عبارتند از:
اینکه ایرانیان (فُرس) خط و جناح دومی بعد از اعراب ، برای به دوش کشیدن
پرچم اسلام می باشند. بدلیل اینکه ، آنان به ایمان دست می یابند هر چند از
آنان دور و دسترسی به آن دشوار باشد.
در تفسیر گفته خدای سبحان: و آخرین منهم لما یلحقوابهم
خدای عزوجلّ فرمود: «اوست آنکه برانگیخت در بین درس نخوانده ها رسولی را از
خودشان که آیات خدا را بر آنان می خواند و آنان را پاک می سازد و کتاب و
حکمتشان می آموزد اگر چه قبلا در گمراهی آشکاری بودند و افراد دیگری از
ایشان که به آنان نپیوسته اند و اوست خدای عزیز و حکیم» (جمعه آیات ۲ و ۳)
مسلم، در صحیح خود از ابوهریره روایت کرده که گفت : «ما حضور پیامبر (ص )
بودیم که سوره مبارکه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسید به
آیه «و آخرین منهم لما یلحقوا بهم » مردی از او سؤ ال کرد، یا رسول اللّه :
اینان چه کسانی هستند که هنوز به ما نپیوسته اند؟ حضرت پاسخ نفرمود:
ابوهریره گفت : سلمان فارسی نیز در بین ما بود پیامبر (ص ) دست مبارکشان را
بر سلمان نهاد و فرمود: بخدایی که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگی
به کهکشانها داشته باشد مردانی از اینها (طرفداران سلمان ) به آن دست
خواهند یافت ».
در تفسیر کلام خدای بزرگ : بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأسٍ شدید
«به بنی اسرائیل اعلام نمودیم در کتاب ، «تورات » که دو بار در زمین فساد و
سرکشی بزرگی خواهید کرد، پس چون وعده یکی از آنها (فساد) برسد. بندگانی از
خود را که دارای قوت و نیرومندی شگرفی هستند به طرف شما می فرستیم تا در
همه جا جستجو کنند و این وعده ای انجام شده است، سپس پیروزی را مجدداً برای
شما برگردانیم و شما را با اموال و فرزندان یاری کنیم و شما را از آنان
(دشمنانتان ) بیشتر و قوی تر گردانیدیم. اگر نیکی نمودید، برای خودتان و
اگر بدی نمودید گریبانگیر خودتان می شود و زمانی که دیگر وعده آن (فساد)
آید رویهای شما را بد جلوه دهند تا اینکه داخل مسجد شوند همانگونه که
نخستین مرتبه وارد شوند و تا اینکه نابود و تباه کنند آنچه را که بر آن
غلبه یافتند تباه کردنی» (اسراء آیات ۴ تا ۷)
در تفسیر نورالثقلین از روضه کافی پیرامون تفسیر آیه شریفه «بعثنا علیکم
عباداً لنا اولی بأسٍ شدید» از امام صادق (ع ) نقل شده است که فرمود: «آنان
کسانی هستند که خداوند تبارک و تعالی قبل از ظهور قائم (ع ) آنها را برنمی
انگیزد و آنان دشمنی از آل پیامبر (ص ) را فرا نمی خوانند مگر اینکه او را
به قتل می رسانند» سپس فرمودند: «او قائم (ع ) و یاران اویند که دارای قوت
و نیروی زیاد می باشند.»
و در بحارالانوار از امام صادق (ع ) منقول است که : «حضرت آیه شریفه فوق را
قرائت کردند... عرض کردیم فدایت شویم اینها چه کسانی هستند؟ سپس حضرت ۳
مرتبه فرمودند: بخدا سوگند آنان اهل قم هستند، به خدا سوگند آنان اهل قم
هستند، بخدا قسم آنان اهل قم هستند» (بحارالانوار، ج ۶۰ ص ۲۱۶)
و روایات بسیاری که تصریح دارند ایرانیان قوم برگزیده ای هستند که زمینه
ساز ظهور و یاری بخش منجی عالم بشریت خواهند بود. این اندیشه طی سالیان سال
در میان فضای فکری ایرانیان حاکم می شود که اگر قرار بر این است که یاری
بخش حضرت صاحب الزمان (عج) باشند، باید خود نیز صالح بوده و زمینه را نیز
به گونه ای مهیا نمایند تا امکان ظهور محقق گردد. زمانی که حضرت(عج) قیام
کردند یاران ایشان در میان سپاه سید خراسانی که ایرانیاند در مرز عراق و
ایران با حضرت بیعت میکنند و وارد عراق میشوند (سلیمان، ۱۳۸۱،ص۱۰۵۰)
اما احادیثی نیز داریم که به قیام مردی از قم اشاره دارد. از جمله امام
کاظم (ع) فرمود: مردی از قم، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او
گرد آیند که قلب هایشان همچون پاره های آهن استوار است. بادهای تند حوادث،
آنها را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و
سرانجام کار از آنِ پرهیزکاران است. (بحارالانوار، جلد۶۰، ص۲۱۶) روایات،
زمان قیام او را مشخص نکرده اما در تاریخ قم و ایران وجود چنین شخصیتی با
چنان یارانی قبل از امام خمینی و طرفدارانش سابقه نداشته است.
(کورانی،۱۳۸۶،۲۲۲)
حرکت امام خمینی در خرداد سال ۱۳۴۲ به نوعی جرقه ای برای اشتعال حرکت و
جوشش مردم به شمار می آید. با پیش فرض اینکه این قوم باید در شرایط جهانی
معادلات را تغییر دهد، حرکت از اعتراض به زیر سلطه بیگانگان رفتن و
نپذیرفتن ظلم آغاز می گردد. این قیام خونین برکاتی را به همراه خود دارد از
جمله تربیت تعداد زیادی از نخبگان در مکتب امام خمینی و زمینه سازی برای
نهضت انقلاب اسلامی ایران. مبارزه ایرانیان با استضعاف قومی و زیر سلطه
بودن ریشه در تاریخ فتح ایران دارد. هنگامی که سرداران اسلام در زمان خلفا
ایران را فتح کردند، بدرفتاری و تحقیر در صدر سیاست های برخوردی با این قوم
قرار گرفت. در حالی که حضرت علی (ع) برخلاف پیشینیان متهم به این می شوند
که چرا اینقدر به ایرانیان اهمیت می دهند و آن ها را در حکومت وارد می کنند
و برای آنها ارزش قائل می شوند. این انقلاب خط بطلانی بر اندیشه های
انتظار غیرفعال نیز کشید. حضرت امام با بیداری خاصی اندیشه هایی را که
معتقد بودند جریان انتظار فرج، غیر فعال است و باید تنها خود را نجات داد
مبارزه کردند. عده ای می گفتند هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این
حکومت باطل است و یا کسانی که می گفتند باید عالم پر از معصیت بشود تا حضرت
بیاید و ما نباید امر و نهی کنیم و یا اینکه در گوشه ای بنشینیم و عبادت
کنیم و سعی کنیم خود را حفظ کنیم و جامعه را رها کنیم. (صحیفه نور،جلد۲۱،
ص۱۳-۱۵) این اندیشه درباره انتظار، در وضع رکود جامعه شیعه پیش از پیروزی
انقلاب اسلامی، اوج گرفت. بسیاری از علمای بزرگ نیز چنین می اندیشیدند. اما
پیروزی انقلاب اسلامی، روشن گری روحانیان آگاه بویژه امام خمینی درباره
آسیب های فرساینده این اندیشه تاریک، موجب شد که این پندار از حوزه تفکر
شیعه بیرون رود و نفوذ آن پایان یابد.
با گسترش دامنه نهضت اسلامی و آغاز انقلاب اسلامی تحولات اساسی در فضای
ایران شکل گرفت که از جنبه های گوناگون به حوزه مهدویت در نگاه تمدنی مرتبط
است.
موضوع اول ولایت پذیری است: ما در حال تمرین ولایتپذیری هستیم، بلاهایی که
در طول تاریخ برای ما پیش میآید، تمرین ولایت پذیری است. اگر قرار است در
انقلاب ما، مردم در آزمون ولایتپذیری سرافراز بیرون بیایند، زمانی که
امام خمینی (ره) قیام کردند ما هنوز به عنوان ولایتپذیری نمیشناختیم. با
امام ولایت شناخته شد. آن زمان که به تاریخ اثبات شود که ما ولایتپذیر
هستیم، مشخص میشود که شایستهی ولایت و رهبری امام زمان (عج) هستیم. چرا
که مهمترین موضوعی که باید مطرح شود موضوع ولایتپذیری ما است. قیام و جنگ و
... مسائل فرعی است. ساز و کاری که در بطن زندگی فردی و رشد شخصی خود ما
انسانها نهاده شده به این گونه است که هر موضوعی که در زندگی و حیات مطرح
میشود، عبث و بیهوده نیست. بلکه دارای فلسفه است. دستور اطاعت از والدین
ولو که بیسواد و یا کافر باشد. تنها در صورتی حق تبعیت از او را نداری که
مخالف امر الهی دستور دهد.
موضوع دوم پیوند میان علم و دین است. تا سالیان درازی دین در اروپا مانعی
در برابر علم مطرح می شد و علمای دینی صرفاً به دانش های محدود گذشته تکیه
می کردند و در جهان معاصر و بعد از انقلاب صنعتی دین را کنارگذاشته و علم
را جایگزین آن کردند. از جمله برکات انقلاب اسلامی مطرح شدن پیوند میان دین
و علم است که در این حوزه تحولی اساسی در مباحثی مثل دین و ارتباطات، دین و
فرهنگ و در مجموع علوم انسانی رخ داده است که این مقوله بازگشتی است به
احادیثی که بر پیوند میان این دو تأکید دارند. زمانی امور اصلاح خواهد شد
که افراد دیندار و با نگرش دینی سعی کنند مبانی علمی را حل کنند.
موضوع سوم مطرح شدن انقلاب اسلامی به عنوان یک قطب جدید در مقابل مکاتب
لیبرالیسم و کمونیسم است. در حالی که تمام جهان را در دو جبهه قرار می
دادند و بر اساس آن سعی داشتند تا اندیشه های ناقص بشری را بر زندگی مردم
حاکم کنند، انقلاب اسلامی ایدئولوژی جدیدی را به همراه آورد که در برابر
سایر مکاتب ایستاد و در دنیا به عنوان یک حرکت دارای مبانی فکری و عقیدتی
محکم و برگرفته از کلام وحی و آفریدگار هستی شناخته شد.
موضوع چهارم عدالت طلبی است. تفاوت ما در مسئله انتظار فرج در مسئله عدالت
اجتماعی ایفاء نقش کرده است. در کنار معنای منفی انتظار معنای مثبت انتظار
در تمام هزار سال گذشته برخی از شیعیان به عنوان منتظران عدالت و معترضین
به تمام حکومت های موجود در جهان بودند یعنی به تمام حکومت ها می گویند شما
را قبول نداریم.
روایتی نیز می گوید «هر پرچمی قبل از حضرت بالا رود باطل و محکوم به شکست
است.» و امام در صحبت خود می گوید که ما این روایت را ۱۰۰% قبول داریم و
هیچ کس نمی تواند پرچم مهدویت را قبل از حضرت مهدی (عج) بلند کند. یعنی هر
کس قبل از ایشان ادعای مهدویت و ادعای عدل مطلق جهانی کند حرف بی ربطی زده
است اما نه به این معنا که هیچ کس نباید اصلاً پرچم عدالت و مبارزه را
بالا ببرد و این حرف اصلاً معنا ندارد. امام در مورد سوءاستفاده فرد از
عدالت ازعقیدة انتظار و مهدویت و تحریک مسئله انتظار فرج خیلی صریح موضع می
گیرند. که این مطالب را در جاهای مختلف بیان فرموده اند. (رحیم پور ازغدی،
۱۳۸۶، دانشگاه امام صادق (ع)).
این جمله خطاب به کسانی است که توجیه مذهبی به نفع بی عدالتی می کردند «یک
عده آخوندهای مزدور حکومتی و درباری و دین به دنیا بفروش اند و یک عده هم
عافیت طالبان ترسویی که برای فرار از جهاد و شهادت کلاه شرعی درست می کنند
و دینداری بی خطری می خواهند. مثلا قرآن بیان می کند فردی به پیامبر گفت
من به جنگ با رومیان نمی آیم چرا که آنجا دختران زیبارویی هستند و من می
ترسم چشمم به این ها بخورد و گناه کنم. (همان)
موضوع آخر بحث مقدمه سازی برای ظهور است. انقلاب اسلامی را می توان به
عنوانی حرکتی در راستای ظهور دانست. روایات نیز این مطلب را تایید می کنند
که ایرانیان قیام می کنند و قیام آنها به قیام حضرت مهدی (عج) متصل می شود
انشاء الله. نکته اصلی قابل تأمل این مطلب است که ما به سمت ظهور می رویم.
به سمت آینده در حرکت هستیم ولی آینده سازی متناسب با میل خود انجام نمی
دهیم. این تفاوتی است که در دیدگاه انتظار شیعه با اوانجلیست ها و یهودیانی
که منتظر موعود خود هستند وجود دارد. شیعه باید هر لحظه منتظر باشد که
ظهور اتفاق بیفتد نه اینکه آن را در آینده بپندارد. در روایت داریم که ظهور
امام زمان بغتهً است (بحارالانوار، ج۲۴، ص۱۶۴). یعنی در لحظهای که «من
حیث لایحتسب» (قرآن کریم، طلاق، ۳) است و هیچ کس احتمال آن را نمیدهد
اتفاق میافتد. فکر نکنیم که ما در حال برنامهریزی هستیم و امکان ندارد که
امام مثلاً زودتر از ۵ سال دیگر ظهور کنند. اکنون مسیحیان و سایر منتظران
موعودهای ادیان تاریخ تعیین میکنند و میگویند مثلاً در ۲۰۰۹ یا ۲۰۱۰
آرماگدون اتفاق میافتد و برای رسیدن به آن تاریخ برنامهریزی میکنند و
الان هم انتظار ندارند این اتفاق بیفتد ولی ما همین الان باید توقع داشته
باشیم. اگر ما فریب تعیین تاریخ آنها یا تعیین تاریخ خودمان را بخوریم
دچار مشکل میشویم.
انقلاب اسلامی با حرکت خود نه تنها در ایران بلکه در جهان تأثیری عمیق در
حوزه مهدویت گذاشت. مسئله ای که به نام انتفاضه و مقاومت در فلسطین و لبنان
مطرح می شود و یا در سایر کشورها در مقابل حاکمیت ظالم ایستادگی می کنند
حقیقتی است که تا حد زیادی نشأت گرفته از پیام انقلاب اسلامی ایران است.
مبانی حق طلبی و عدالت خواهی، آزادی، تمسک به اسلام و قرآن و حفظ عزت
مسلمین همه از جمله پیامدهای گرانقدر انقلاب اسلامی است که سایر ملت ها از
آنها به عنوان متد و روش مبارزه و هدف نهایی استفاده می کنند.
فضای آخرالزمانی جهان امروز به گونه ای است که باید اندیشه مهدویت را پخته
تر و پرداخته تر مطرح نماییم و آن را تبلیغ و ترویج کنیم تا مقدمه ای باشد
برای تعجیل در ظهور امام عصر (عج).
نوشته شده توسط مسعود دریس در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ساعت 17:13 موضوع | لینک ثابت

* انقلاب ایران، امتداد حرکت انبیاء و مقدمه ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان براى تأمین آن هدف مبعوث مى شود و ظاهر مى شود یک مقدمه ى لازم و یک گام بزرگ بوده . ما اگر این گام بزرگ را برنمى داشتیم، یقینا ظهور ولى عصر ( صلوات الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشریف ) به عقب مى افتاد. شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادى که در طول این مبارزه زحمت کشیدید بدانید ؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانید (که بهتر از همه ى ما مى دانید) شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوى سرمنزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولى عصر ( صلوات الله علیه ) شدید. شما یک قدم این بار را به منزل نزدیکتر کردید. با این انقلاب که مانع را که همان دستگاه و نظام پلید ظلم در این گوشه دنیا بود و سرطان بسیار خطرناک و موذى و آزاردهنده اى بود این را کندید و قلع و قمع کردید. (۱)
* جمهورى اسلامى ، نمونه کوچک از حکومت جهانى مهدوى
جمهورى اسلامى نتیجه ى برداشت صحیح از اعتقاد به امام زمان و الگوى کوچکى براى آن حکومت عظیم جهانى است. (۲)
* انقلاب اسلامى ، از بین برنده مفهوم انتظار مخرب
کسانى که مغرض و یا نادان بودند، این طور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى این که شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و منتظر بمانید تا صاحب عصر و زمان خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و مفاسد را برطرف نماید! انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. (۳)
* انقلاب اسلامى ، نمونه کوچکى از انقلاب مهدوى
همه ى خصوصیاتى که در ظهور مهدى (علیه السلام) هست در یک مقیاس کوچک در انقلاب اسلامى ملت ایران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقیة الله همه مردم عالمند؛ یعنى در آن لحظه اى که به خانه ى کعبه پشت مى دهد و تکیه مى کند و دعوت خود را با صداى بلند فریاد مى کند، صدا مى زند «یا اهل العالم» . انقلاب اسلامى ما هم، از آغاز اعلام کرد که مخصوص یک ملت و یک قوم و یک کشور نیست، همچنانى که آن بزرگوار با همه قدرتهاى بزرگ جهان ستیزه مى کند و در مى افتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تکیه به نیروى ایمان با همه قدرتهاى عظیم جهانى مقابل شد. همان طورى که ظهور حضرت مهدى هم حسابهاى مادى و معمولى را به هم مى ریزد، انقلاب ما هم همه ى حسابها را به هم ریخت. (۴)
* همنوایى شعارهاى انقلاب اسلامى با انقلاب امام عصر(عج)
شعارهایى که امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد ، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است . این خودش یک گام بسیار بلندى به سوى اهداف امام زمان است .(۵)
* انقلاب اسلامى ، مقدمه پیدایش حکومت فراگیر مهدوى
سالها ما کوشش مى کردیم تا به مردم تفهیم کنیم حضرت مهدى(عج) در یک زمینه مساعد و مناسبى ظهور خواهد کرد نه در یک زمینه نامساعد؛ اما کسانى بودند که در آن زمان فکر مى کردند دنیا باید پر از ظلم و جور شود تا اینکه حضرت مهدى (عج) بیاید. در حالى که ما مى گفتیم چون حکومت حضرت مهدى (عج) یک حکومت اسلامى صددرصد مى باشد، قبل از این صددرصد مى بایستى ده درصد، بیست درصد، سى درصد، هفتاد درصد، نود درصد بوجود بیاید تا اینکه به آن صد درصد برسیم و لذا شما الان مى بینید حکومت ما چند درصد حکومت اسلامى است. هر چه هست به همین ترتیب پیش خواهد رفت تا اینکه حکومت مهدى (عج) برسد؛ که آن حکومت صد درصد اسلامى است، آن هم نه فقط در این نقطه از عالم بلکه در همه جا. (۶)
* انقلاب اسلامى ، ترجمان انتظار واقعى
امروز با انقلاب اسلامى ما که در خط ایجاد عدالت در سطح جهان است انقلاب حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) یک گام بزرگ به هدف خود نزدیک شد. نه فقط بوجود آمدن حکومت اسلامى آن عاقبت موعود را به عقب نمى اندازد بلکه آن را تسریع هم مى کند و این است معناى انتظار . (۷)
* انقلاب اسلامى ، راهى به سوى ظهور امام عصر(عج)
این راه گرچه کوتاه مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که انشاءالله زمینه هاى ظهور مهدى موعود (صلوات الله علیه و عجل الله فرجه ) را فراهم خواهد کرد. (۸)
* هدایت امام عصر (عج) ، شرط موفقیت ما در احیاى تمدن اسلامى
با ملتى که ایستاده و به نیروى خود تکیه کرده است ، هیچ کارى نمى توانند بکنند. همه راهها به روى آنها بسته است. اگر سختگیرى کنند، آنها ضرر مىکنند. اگر فشار وارد بیاورند، آنها ضرر مى کنند. اگر حمله کنند، آنها ضرر مى کنند؛ چون جوهر ایستادگى و مقاومت در یک ملت ، جوهر نفیس و گرانقدرى است. با همین جوهر است که ملت ایران به فضل پروردگار ، با هدایت الهى با کمکهاى معنوى غیبى و با ادعیه زاکیه و هدایتهاى معنوى ولى الله الاعظم ( ارواحنا فداه ) خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ باعظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این ، آینده قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند. (۹)
* حکومت مهدوى ، الگوى حرکت انقلاب
به آینده روشن بشریت اعتقاد داریم و ویژگى هاى اجمالى این حکومت نیز براى ما به وضوح روشن است. با برخوردارى از این شناخت است که ما خود را براى تحقق آن آماده مى سازیم و اعتقاد داریم که باید حرکتمان با الهام از این الگوى ارزنده در جهت تشکیل و تحقق آن باشد. (۱۰)
* حکومت امام عصر (عج) ، معیار عملى جمهورى اسلامى
در نظام اسلامى که مظهر کامل آن، حکومت حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) است، فریب و حیلهگرى براى جلب آراء مردم، خودش جرم است. استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، یکى از بزرگترین جرایم است. آن جا یاران حضرت مهدى موظفند در سطوح پایین زندگى کنند. نظام اسلامى ما پرتو کوچکى از آن حقیقت درخشان است. ما هرگز این ادعا را نکردیم و نمى کنیم ؛ اما باید نشانهاى از او داشته باشیم. در نظام اسلامى ، مراکز قدرت و کسانى که دستگاههاى مختلف و مدیریتها و امضاءها را در اختیار دارند، باید به جمع ثروت شخصى براى خود، به عنوان یک گناه نگاه کنند… . اگر خداى نکرده چنین چیزى براى ملت ما رواج پیدا کند، یک فاجعه است. این چیزى است که با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود کاملا منافات دارد.(۱۱)
* خدمت به انقلاب، مصداق انتظار ظهور
هر قدمى که در راه استوارى این انقلاب اسلامى برمى دارید یک قدم به ظهور مهدى نزدیکتر مىشوید. (۱۲).
——————
پی نوشت ها :
۱- در مکتب جمعه ، صص ۲۰۲ و ۲۰۱، ۵۹/۴/۶
۲- خطبه هاى نماز جمعه، رسالت ۶۷/۱/۱۲
۳- سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم و میهمانان داخلى و خارجى شرکت کننده در سمینار (( تبیین حکم تاریخى حضرت امام خمینى (ره) )) ، در سالروز میلاد امام عصر (عج) ، ۶۹/۱۲/۱۱
۴- در مکتب جمعه، ص ۲۵۰، ۶۰/۳/۲۹
۵- در سالروز میلاد خجسته امام زمان (عج)، ۷۹/۸/۲۲
۶- مصاحبه ها، ص ۲۲۳، ۱۳۶۰ش
۷- در مکتب جمعه ، ص ۲۵۰، ۶۰/۳/۲۹
۸- در سالروز عید سعید غدیر خم ، ۷۹/۱۲/۲۴
۹- در دیدار ایثارگران ، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى ، ۷۶/۵/۲۹
۱۰- خطبه هاى نماز جمعه تهران، رسالت ۶۶/۱/۲۱
۱۱- در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران ، ۸۱/۷/۳۰
۱۲- در مکتب جمعه، ص ۲۵۱،
نوشته شده توسط مسعود دریس در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت
مصاحبه با قرآن درباره امام زمان عليه السلام

باز شب و روز جمعه اي ديگر از راه رسيد ودل ما ياد بهار انتظار کرده است وتمناي حضور تو بار ديگر در جانمان شعله مي کشد و عقلمان با پرسش هاي آخر الزماني سرخ مي گردد ولي پاسخ جز از ناب ترين سرچشمه ها نجوييم يعني قرآن.اينگ سوالات ما وپاسخ هاي کتاب الهي!
سؤال اول: دليل و آيه اي بر وجود امام زمان عليه السلام را بيان فرماييد.
1- در سوره قدر خداوند مي فرمايد: «تنزل الملائکه والروح فيها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مي نمايد. يعني در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمين نزول مي فرمايند. در دوران رسول الله صلي الله عليه وآله به شخص پيامبر نازل مي شدند. و در هر عصري بايد کسي هم شأن پيامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصي که هم شأن پيامبر صلي الله عليه وآله است امام زمان عليه السلام است.2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». به دليل عقلي، دادن اجر رسالت پيامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پيامبر «موده في القربي» است پس بايد «في القربي»رسول الله صلي الله عليه وآله در هر عصري باشند تا مردم با مودت به ايشان اجر رسالت را بدهند. و «في القربي» الان امام زمان عليه السلام مي باشند.
سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان عليه السلام تاکنون امکان دارد؟
1- خداوند در مورد حضرت يونس عليه السلام مي فرمايد: «فلولا أنه کان من المسبحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون ». اگر يونس از تسبيح کنندگان نبود در شکم ماهي تا قيامت مي ماند. وقتي خداوند مي تواند يونس را تا قيامت در شکم ماهي زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان عليه السلام نيز براي او امري ممکن است.2- اصحاب کهف سيصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا في کهفهم ثلاث مأته سنين و أزدادوا تسعا ».
سؤال سوم: وظيفه ما در قبال امام زمان عليه السلام چيست؟
خداوند مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». براي مزد رسالت به «في القربي» (که امام زمان عليه السلام است) مودت کنيد. مودت نياز به معرفت دارد و مودت يعني محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان عليه السلام بايد هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسيم و هم از آن حضرت اطاعت کنيم.
سؤال چهارم: آيا امام زمان عليه السلام از ما خبر دارد؟
بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را مي بيند. خداوند مي فرمايد: «و قل إعملوا فسيري الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلي عالم الغيب و الشهاده فينبئکم بما کنتم تعملون ».
سؤال پنجم: چگونه مي توان يار امام زمان شد
با تقوي، چون بهترين و بالاترين معيار که به انسان ارزش مي دهد و انسان لياقت ياوري امام زمان عليه السلام را پيدا مي کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقيکم ». تقوا سبب بزرگي انسان شده و امکان مي دهد که انسان تکيه بر جاي بزرگان زند.
سؤال ششم:چند نمونه از نيازهاي ياران امام زمان عليه السلام را بيان کرده و چگونه بايد کسب کرد؟
الف- دانش و بينش: يار امام زمان عليه السلام بايد دانش و بينش الهي داشته باشد تا در تصميم گيري ها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخيص دهد. و اين را با تقوي بدست خواهد آورد، زيرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش دروني و باطني نگاه مي کند. خداوند مي فرمايد:«إتقوا الله و يعلمکم الله ».ب) بصيرت و بينش: بصيرتي که با چشم باطن ببيند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهي در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکري و اخلاقي و روحي نشود. و اين بصيرت نيز با تقوا بدست مي آيد. خداوند مي فرمايد:«إن تتقوا الله يجعل لکم فرقانا ». فرقان يعني نيرو و تواني که با آن حق را از باطل جدا کنيد. به برکت اين تقوا انسان، شيطان شناس نيز مي شود. دشمن را هم مي شناسد.
ج) بيداري: هوشياري و بيداري؛ تا هروقت شياطين براي گول زدن آمدند، بيدار شود، دام ابليس را بشناسد و از شيطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سريع در چاه مي افتد. و اين هم با تقوا ممکن است. «إن الذين التقوا إذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».
سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوي برکات زياد مي شود، محصولات رونق مي يابد، مشکلات مردم حل مي شود و...؟
چون حکومت امام زمان عليه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوي هم ظاهر مي شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهاي برکت از زمين و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزي فراوان نيز بدنبال آن است «ولو أن أهل القري آمنوا و التقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الأرض » «و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب » «و من يتق الله يجعل له من أمره يسرا ».
سؤال هشتم: ويژگيهاي ياران امام زمان عليه السلام چيست؟
خداوند مي فرمايد: «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يعني زمين را بندگان صالح من به ارث مي برند. پس وارثان زمين که امام زمان عليه السلام و ياران ايشان هستند دو ويژگي دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحين اند. حال به ويژگيهاي بندگان صالح خدا اشاره مي کنيم:1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذين يمشون علي الأرض هونا »
2- داراي بينش صحيح هستند، زيرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است
3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »
4- اهل طاعت و سجده و قيامند، «و الذين يبيتون ربهم سجدا و قياما »
5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم مي شود نمي کنند، «والذين يقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »
6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم يقتروا »
7- موحدند و غير خدا را نمي خوانند، «لا يدعون مع الله الها آخر »
8- به جان انسانها احترام مي گذارند، «ولايقتلون النفس التي حرم الله إلا بالحق »
9- پاکدامنند، «ولايزنون »

10- دنبال پاکسازي روان خويش اند، «و من تاب و عمل صالحا »
11- جبران کننده عقب ماندگيها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »
12- حتي مرتکب مقدمات گناه هم نمي شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمي کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »
13- کلامشان صحيح است، «و الذين لا يشهدون الزو »
14- اهل لغو نيستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »
15- پرورش دهنده نسل سالم و مفيدند، «هب لنا من أزواجنا و ذرياتنا قره أعين »
16- امام ديگرانند، «و جعلنا للمتقين إماما »
17- به گزين اند. کلام را گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي نمايند، «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه »
18- ايمان دارند، «قل يا عباد الذين آمنوا إتقوا ربکم »
19- بنده خداي متعال هستند و امور خود را واگذار به خداي متعال مي نمايند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنيا نيستند، «ثم يقول للناس کونوا عبادا لي من دون الله »
20- شيطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوينهم أجمعين إلا عبادک منهم المخلصين »
21- ويژگيهاي صالحين را دارند يعني صددرصد اعمالشان صالح است، «والذين آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم في الصالحين »
22- امر ازدواج براي جوانان را تسهيل مي کنند، «و أنکحوا الأيامي منکم و الصالحين من عبادکم و إمائکم »
23- در کار خير از همديگر سبقت مي گيرند، «و يسارعون في الخيرات و أولئک من الصالحين »
سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوي چگونه است؟
امام زمان عليه السلام و يارانش دو ويژگي دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحين هستند «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يک نمونه از ازدواج صالحين را خداوند در قرآن ذکر مي کند که ازدواج دختر شعيب با حضرت موسي است، «قال إني أريد أن أنکحک أحدي إبنتي ها تين » (اول شعيب موسي را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از اين آيه مي توان فهميد که:
1- تا داماد را نشناختيد اجازه خواستگاري ندهيد. اول شناخت بعد اقدام
2- ويژگيهاي داماد در آيه دو چيز ذکر شده است: 1- قوي 2- امين. اين دو مهم است
3- اگر پيشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد
4- بعضي خانواده ها چند دختر دارند، اگر براي دختر دوم يا سوم خواستگاري آمد و دختر اولي ازدواج نکرده بود مانع نشويد
5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همديگر را ببينند
6- مهريه بايد چند ويژگي داشته باشد. الف) سودآوري اقتصادي داشته باشد. لذا حضرت شعيب عليه السلام هشت سال چوپاني را مطرح نمود ب) مهريه معنوي باشد. حضرت شعيب فرمودند هشت حج ج) مهريه را کم مطرح کنند، تا داماد زياد کند. اين در زياد شدن محبت بين دختر و پسر مؤثر است د) مهريه نقد به عروس داده شود
7- پدر دختر سختگيري نکند
8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند
سؤال دهم: ويژگيهاي امام زمان عليه السلام در قرآن چيست؟
پاسخ قرآن کريم:1- معصوم است، «إنما يريدالله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيرا»
2- اولي الامر است، «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منکم»
3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم عليه من أجر إلا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي». از جمع دو آيه معلوم مي شود «سبيل رب» همان « موده في القربي» است.
سؤال يازدهم: الگوهايي را معرفي نمائيد.
پاسخ قرآن کريم:
تمام انبياء عبادالصالحين اند.
نوشته شده توسط مسعود دریس در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 7:22 موضوع | لینک ثابت
در کلام امام خمینی(ره)
ما هم انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقّق پیدا کند و مقدمات ظهور فراهم شود.
رهبر همه شما و ما، وجود مبارک بقیة الله است و باید ماها و شما طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را ـ که رضایت خداست ـ به دست آوریم.
در روایات هم هست که هفته ای دومرتبه، اعمال بر ولی امر امام زمان(عج) عرضه می شود. توجه داشته باشید کارهایتان طوری نباشد که وقتی عرضه شد بر امام زمان(عج)، خدای نخواسته آزرده شود.
چه مبارک است میلاد بزرگ شخصیتی که برپا کننده عدالتی است که بعثت انبیا علیهم السلام برای آن بود و چه مبارک است زادروز ابرمردی که جهان را از شرّ ستمگران و دغلبازان تطهیر می نماید و زمین را پس از آنکه ظلم وجور آن را فرا گرفته، پر از عدل و داد می نماید و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض می نماید و چه مسعود و مبارک است روزی که جهان از دغلبازی ها و فتنه انگیزی ها پاک شود و حکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت… حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود و کاخ های ستم و کنگره های بیداد فرو ریزد.
قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمی است که به ما مسایلی را می فهماند؛ من جمله اینکه برای یک همچون کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی الاّ مهدی موعود(عج) که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر.
ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر(عج) حاکم کنیم. مهدی منتظر(عج) در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهد و بشریت را به توحید می خواند. همه فریادها را از کعبه و مکه سر می دهند و ما باید از آنها تبعیت کنیم و ندای توحید کلمه و کلمه توحید را از آن مکان مقدس سر دهیم.
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد… نگذارد که این قدر ظلم زیاد بشود… ما تکلیف داریم. این طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه هایمان، تسبیح را در دست بگیریم و بگوییم: «عَجِّل عَلی فَرَجِه»؛ با کار شما باید تعجیل بشود. شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او.
همان طوری که رسول اکرم(ص) به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی(عج) همان طور حاکم بر جمیع موجودات است. آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت. آن خاتم ولایت کلی بالاصالة است و این خاتم ولایت کلی به تبعیّت است.
آن روزی که ان شاءاللّه تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالَم اصلاح شود، بلکه با کوشش ها و فداکاری ها، ستمکاران سرکوب و منزوی می شوند.
و ما باید در این طور روزها و در این طور ایّام الله، توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم. بزرگ تر از این است. نمی توانم بگویم که شخص اوّل است؛ برای اینکه دوّمی در کار نیست. ما ایشان را نمی توانیم با هیچ تعبیری تعبیر کنیم؛ الاّ همین «مهدی موعود». ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای این که اگر موفق شدیم ان شاءالله به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان.
زندگی حضرت صاحب(عج)، زندگی همه انبیای عالم، همه انبیا از اوّل، از آدم تا حالا همه شان این معنی بوده است که در مقابل جور، حکومت عدل را می خواستند درست کنند.
عید تولد حضرت مهدی(عج)، بزرگ ترین عید برای تمام بشر است.
در کلام حضرت آیة اللّه خامنه ای(مدظله العالی)
درباره برکات این میلاد معظم و حقایقی که در باب وجود اقدس ولی عصر، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، هست، من قادر نیستم سخن تازه ای بگویم. ما همین قدر می دانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده الهی است. همین قدر می دانیم که این بازمانده خاندان وحی و رسالت، عَلَم سرافراز خدا در زمین است: «السلام علیک ایّها العلم المنصوب». او وعده الهی و مصداق لطف خدا بر انسانیّت و بشریت است. او مستوره و نمونه اولیا و اصفیا و انبیا و برجسته ترینِ بندگان خداست.
معنای صحیح انتظار دارای ابعادی است که توجه به این ابعاد برای کسی که می داند در فرهنگ اسلام و شیعه، چه قدر به انتظار اهمیت داده شده، بسیار جالب است. یک بعد این است که انتظار به معنای قانع نشدن به وضع موجود است. «انتظار داریم» یعنی هرچه خیر و عمل خوب انجام دادیم و به وجود آمده، کم و غیرکافی است و منتظریم تا ظرفیت نیکی عالم پر بشود. یک بعد دیگر از ابعاد انتظار دل گرمی مؤمنین نسبت به آینده است. انتظار مؤمن یعنی این که تفکر الهی ـ این اندیشه روشنی که وحی بر مردم عرضه کرده است ـ یک روز سراسر زندگی بشر را فرا خواهد گرفت. یک بعد انتظار این است که منتظر با شوق و امید حرکت بکند. انتظار یعنی امید. انتظار ابعاد گوناگون دیگری هم دارد.
ما ملتی منتظر هستیم؛ ملتی که به امید پیشرفت و موفقیت، اقدام و تلاش و انقلاب کرد و موفق شد. ما امروز برای انتظار باید باب به خصوصی در زندگی خود بازکنیم. حقیقتا ملت ما باید روح انتظار را به تمام معنی در خود زنده کند. «ما منتظریم» یعنی این امید را داریم که با تلاش و مجاهدت و پیگیری این دنیایی که بوسیله دشمنان خدا و شیاطین از ظلمات وجود و طغیان و ضعیف کشی و مکتب حاکمیت ستمگران و قلدران و زورگویان پرشده است، در سایه تلاش و فعالیت بی وقفه ما یک روز به جهانی تبدیل خواهد شد که در آن انسانیت و ارزش های انسانی محترم است و ستمگر، زورگو، ظالم، قلدر و متجاوز به حقوق انسان ها فرصت و جایی برای اقدام و انجام خواسته و هوی و هوس خود پیدا نخواهد کرد. این روشنایی در دیدگاه ما نسبت به آینده وجود دارد.
این راهی که اسلام و قرآن و خط غدیر ترسیم کرده یک راه روشن است. راهی است که با استدلال و فلسفه مستحکمی ترسیم شده و روندگان بسیار بزرگ و عظیم المنزلتی پیدا کرده است. امروز هم خوشبختانه این راه در دنیا مطرح است. دیگر ما در تنهایی و عزلت نیستیم. امروز ما در مرکز و محور توجه مردم جهان به خصوص کشورهای اسلامی هستیم. راه، راه خوش عاقبت و روشنی است. با تلاش مسئولان و با امید به پشتیبانی قشرهای مختلف مردم بایستی قدم به قدم این راه را طی کنیم و پیش برویم. این راه گرچه کوتاه مدت نیست، اما همان راهی است که بالاخره به نجات بشریت منتهی خواهد شد. همان راهی است که انشاءاللّه زمینه های ظهور مهدی موعود را فراهم خواهد کرد.
مسئله امام زمان(عج) یکی از زنده ترین مسائل اسلامی است که هم در دوران مبارزه با طاغوت به مبارزین امید می داد و هم امروز که روز حکومت مستضعفین زمین است، ما را تشویق می کند که حرکت خود را تسریع کنیم.
در گذشته سوءاستفاده های زیادی از قضیه انتظار شده است. برداشت منفی همان چیزی است که استکبار و استعمار در طول سالیان متمادی کوشش می کردند تا به مردم تزریق کنند. برداشت منفی این است که مردم بگویند که به ما چه که در مقابل ظلم و ستم و فساد و کفر و بدی و شرارت بایستیم. ما منتظر خواهیم ماند تا امام زمان(عج) خودش بیاید و مشکل را حل کند. این برداشت منفی است؛ یعنی سلب مسؤولیت نسبت به همه شرارت ها و بدی های موجود در جامعه… برداشت مثبت و صحیح این است که اگر امام زمان(عج) خواهد آمد و دنیای پر از عدل و داد درست خواهد کرد، پس ما باید به سهم خود در زمینه سازی این دنیا کوشش کنیم.
ملت مسلمان ایران برای حاکمیت اسلام و نزدیک شدن ملت های مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود(عج) اولین گام را برداشته و این حقیقت روشن که جمهوری اسلامی ایران به توفیقات بزرگی در زمینه های مختلف دست یافته، همیشه برای دشمنان اسلام دردآور بوده است و ما این موفقیت ها را از جمله معجزات اسلام می دانیم.
اعتقاد به امام زمان(عج) و اینکه آن حضرت با ظهور خود دنیا را پر از عدل و داد می کند، یک وسیله حرکت و یک عامل نشاط برای ما و تمام کسانی است که به این مسئله اعتقاد دارند.
نوشته شده توسط مسعود دریس در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ساعت 12:38 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مسعود دریس در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت
آیتالله جوادیآملی در آستانه فرارسیدن میلاد حضرت بقیةالله الاعظم به چهار پرسش مهدوی پاسخ گفتند.
به گزارش مرکز خبر حوزه متن سئوالات و پاسخ معظمله به شرح ذیل است:
1. چگونه ميتوان امام زمان(عج) را شناخت؟
شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاريخي» و «شناخت واقعي» كه از قسم نخست مهمتر است. مسئله مهم اين است كه ما آن حضرت را به حقيقت بشناسيم و ايشان نيز ما را ببيند؛ نه اينكه ما حضرت را ببينيم.
در زمان پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم (كه مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زيادي آن وجود مبارك را ميديدند، اما خداي سبحان درباره آنها فرمود: ﴿و تراهم ينظُرُون اِليك و هُم لايُبصرون﴾[5]؛ آنها را ميبيني كه به تو مينگرند؛ ولي تو را نميبينند. اهل نظر هستند، اما اهل بصيرت نيستند. هنر اين است كه به گونهاي باشيم كه وجود مبارك امام زمان(عليهالسلام) ما را ببينند.
در قرآن كريم آمده است: خدا كه بر همه چيز بصير است، در روز قيامت به عدهاي نگاه نميكند: ﴿ولايُكلّمهم اللّه و لاينظرُ اِليهم يومَ القيامةِ و لايزكّيهم﴾[6] و نگاه تشريفي خود را نسبت به عدهاي اعمال نميكند.
اگر ما در مسير صحيح حركت كنيم، آن حضرت ما را ميبيند.
2. دليل قرآني وجود حضرت حُجّت (عج) چيست؟
مرحوم كليني (رضوان اللّه عليه) در كتاب شريف كافي[4] طي بابي از ائمه(عليهمالسلام) نقل كرده است كه به سوره قدر احتجاج كنيد، زيرا در سوره قدر آمده است، هر سال ليلة القدري دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهي روح (جبرئيل سلام اللّه عليه)، همه احكام و امور را به زمين نازل ميكنند.
وقتي فرشتگان احكام و امور را به زمين ميآورند، بايد آن را به كسي بسپارند، چون افراد عادي نميتوانند ميزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحويل بگيرند، پس تنها كسي كه در روي زمين مهماندار فرشتگان و تحويل گيرنده اين امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولي عصر(عليهالسلام) است، بنابراين با توجه به رواياتي كه مرحوم كليني نقل كرد، از نظر قرآن، در شب قدر كه همه فرشتگان به همراهي جبرئيل(سلام اللّه عليه) يا روح، مقدّرات امور را نازل ميكنند، بايد آن را به كسي بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گيرنده اين امور وجود مبارك ولي عصر(ارواحنا فداه) است.
3. حيات حضرت ولي عصر(عليهالسلام) از نظر علمي چگونه توجيه ميشود؟
حيات طولاني امام زمان(عليهالسلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّيّت؛ يعني به طور عادي كسي نميتواند، هزار يا ده هزار سال زندگي كند؛ اما به صورت غير عادي (خرق عادت) اين كار ممكن است.
دوم. اگر بدانيم انسان چيست و چه كسي بدن او را اداره ميكند، اصلاً اين پرسش براي ما مطرح نميشود؛ براي مثال براي عرفا و حكماي بزرگ، اصلاً چنين پرسشهايي مطرح نميشود.
بنده زماني به دندانپزشك محترمي مراجعه كردم. او ميگفت دندانهاي بعضي صد سال سالم ميماند و نميپوسد؛ ولي اگر فولاد صد سال شب و روز كار كند، فرسوده ميشود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، ديگر چيزي جايگزين آن نميشود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض ميشود و هر روز سلولهاي جديدي جاي سلولهاي مرده و قديمي را ميگيرد.
با اين توضيح، همه ذرات بدن در حركت و تعويض است و روح آدمي همه حركات اين ذرات را تحت كنترل دارد. حال اگر روح انسان كاملي، بر خلاف عادت (نظم عادي)، بهترين سلولها را جايگزين كند و دقيق ترين كنترلها را روي قسمتهاي مختلف بدن داشته باشد، يك انسان كامل ميتواند، ميليونها سال زنده بماند (اين مطلبي است كه در علم پزشكي امروز به اثبات رسيده است).
مُلاي رومي طي مثالي ميگويد: اگر شما روز يا شبي در كنار نهر رواني كه آب آن به آرامي در حركت است، بنشينيد و تصوير خورشيد يا ماه را در آن ببينيد، متوجه ميشويد كه صدها عكس ميآيد و ميرود و شما همچنان خيال ميكنيد كه ساعتها با عكس نخست روبهرو بودهايد، در حالي كه آينهها و عكسهاي متعدد، هر لحظه ميآمدند و ميرفتند.
آب مبدَل شد در اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار[1]
اين بزرگوار در جاي ديگر ميگويد:
اي برادر تو همان انديشهاي ما بقي تو استخوان و ريشهاي[2]
بنابراين، اگر كسي روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَيَلان، حركات و تعويض ذرات بدن را تحت كنترل روح بداند و نيز كمي با حكمت و عرفان آشنا شود، اين اشكال كه چگونه يك انسان ميتواند يك يا دو ميليون سال يا بيشتر بماند، براي او مطرح نميشود. اگر پيوند روح با خالق جهان هستي به اندازهاي بود كه قدرت خاصي ما فوق قدرت افراد عادي يافت، ميتواند همان طور كه بدن خود را ميگرداند، خارج از بدن خود را هم اداره كند، زيرا خارج از روح او هم حكم بدن او را دارد.
وجود مبارك اميرمؤمنان(سلام اللّه عليه) در خطبه قاصعه نهجالبلاغه ميفرمايد: من در حضور پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم بودم كه مشركان حجاز به پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم گفتند، اگر تو پيامبري معجزهاي (حسّي) بياور تا تو را بپذيريم. آنگاه گفتند: دستور بده نيمي از درختي كه روبروي تو است، از نيمه ديگر جدا شود و به حضور تو بيايد. حضرت فرمود: اگر اين كار را انجام بدهم، ايمان ميآوريد؟ گفتند: بلي. حضرت علي(عليهالسلام) در ادامه ميفرمايد: من ديدم كه اين درخت دو نيم شد و نيمي از آن در جاي خود ايستاد و نيم ديگر حركت كرد و جلو آمد، به طوري كه شاخههاي آن روي دوش ما قرار گرفت.
مشركان گفتند: دستور بده نيمه ديگر آن هم از جاي خود حركت كند و نزد تو بيايد. پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم اين كار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نيمه درخت به هم متصل شود و در جاي اول قرار گيرد؛ با اين همه، مشركين باز هم ايمان نياوردند.[3]
همه كرامات محال عادي هستند؛ نه محال عقلي كه محال عقلي (مانند 2*2=5) كرامت يا اعجازبردار نيست؛ به هر حال، حيات حضرت وليعصر(عج) محال عادي است؛ نه محال عقلي.
4. مسئله وجود مقدس امام زمان(عج) از نظر فلسفي چگونه توجيه ميشود؟ آيا دليل فلسفي بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟
درباره وجود مبارك حضرت حجّت(عج) «برهان عقلي بر امكان» اقامه ميشود؛ يعني بر اساس حكم عقل، ممكن است انسان كاملي عمر طولاني داشته باشد.ما به ديدن عمرهاي كوتاه عادت كرديم. اما اگر شخصي، از همه علل و عوامل طبيعي آگاه باشد و آنچه براي او سودمند است، فراهم كند و از آنچه براي او زيانبار است بپرهيزد، ميتواند عمر طولاني داشته باشد. اين مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. معجزه هم چيزي خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نيز به چنين چيزي راه نيافته است، زيرا علم به امور عادي راه دارد؛ نه امور غير عادي. كرامت نيز در امور خلاف عادت جاري است.
[1] ـ مثنوي معنوي، دفتر ششم، بيت 3178.
[2] ـ همان، دفتر دوم، بيت 277.
[3] ـ ر.ك: نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).
[4] ـ الكافي، ج 1، ص 242 (باب في شأن «اِنّا اَنزلناه في ليلة القدر» و تفسيرها).
[5] ـ سوره اعراف، آيه 198.
[6] ـ سوره آلعمران، آيه 77.
نوشته شده توسط مسعود دریس در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
ژاسخ به دو شبهه
سئوالات آخر الزمانی لو رفت
احسان و نیکوکاری
ساعت دوازده
نیم نگاهی به اندیشه مهدویت در انقلاب اسلامی
انقلاب و امام عصر علیه السلام در فرمایشات مقام معظم رهبری
مصاحبه با قرآن در مورد امام زمان علیه السلام
مهدویت در نگاه امام و رهبری
بیانات در جمع اساتید و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت هجدهم تیرماه نود
پاسخ چهار سئوال مهم و جدی در مورد امام زمان علیه السلام
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
زندگی مهدوی
جامعه مهدوی ؟
عاشقان اباالفضل
من شدم خلق که چون مهدی زهرا باشم
مهدی شناسی روح خدا برستی
زندگی منهای امام زمان یعنی شقاوت و بدبختی
مهدی یاوری چرا و چگونه ؟
همایش تجلیل از فعالان عرصه مهدویت در زمان غیبت
در دوران غیبت امام زمان (عج) چه کنیم ؟
وظایف منتظران ؟
آشتی با امام زمان (عج)
مرافقت با شهدا بهترین راه برای زمینه سازی ظهور
آیا ظهور نزدیک است ؟
اعتکاف مهدوی
منشور راهبردی توسعه فرهنگ انتظار
زیر بنای زندگی مهدوی از دیگاه امام سجاد (ع)
لیله الرغائب و یاد امام زمان (عج)
ارائه ی راهبردهای عملی جهت خدمت به امام عصر (عج)
جوان و یاری موعود (عج)
غربت امام عصر (عج)و دوازده قرن انتظار
امام زمان (عج) تنها راه
یازده قرن انتظار
وقت تمامه داداش بیا بریم
عصر ظهور
چرا مهدویت ؟
بایسته های انتظار
9 ربیع 1170 سال امامت امام زمان (عج)
حیات محمدی و ممات محمدی (ص)
زندگی زینبی بهترین الگو برای مهدی یاوران
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY